سنگ صبور
چون کنم یاد تو ، نوری با منست
غایبی ، اما حضوری با من است
درد و دل ها می کنم با "عکس" تو
به،عجب "سنگ صبوری "با منست .
( تقدیم به یگانه سنگ صبور عزیزم )
یه دونه هم از شعرهای خودم ...
ردپای تو ...
میان باغ رویایم نوای ردپای تو
سکوت من تمنای صدای رد پای تو
همیشه گامهای توبه روی چشمهایم بود
به روی شعرهای من صفای رد پای تو
همیشه حرفهای تودرون قلب من جاداشت
به روی خاطرات من ندای رد پای تو
تو رفتی،امدی گفتی،که اینجاعشق کم دارد!!!
ندیدی کشته شد قلبی به پای ردپای تو
تو دنبال سرای مست رفتی و نفهمیدی !
که چشمی ماندبعد از تو به جای رد پای تو
گلی را زیر پای خود لگد کردی ندانستی
که شهری بعد تو گوید جفای رد پای تو
زمان دفن گل هم من شنیدم خنده سر دادی
هم انجا بود دانستم ریای رد پای تو
من انشب شعر خود را هم درون خاک جا دادم
همان شعری که می گفتم برای رد پای تو ...